محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

156

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سقف فوقهم مرفوع و مهاد تحتهم موضوع و معايش تحييهم و آجال تفنيهم ، و أوصاب تهرمهم و أحداث تتابع عليهم ، ( 23 ) و لم يخل سبحانه خلقه من نبيّ مرسل أو كتاب منزل أو حجّة لازمة أو محجّة قائمة ، رسل لا تقصّر بهم قلّة عددهم و لا كثرة المكذّبين لهم ، من سابق سمّي له من بعده أو غابر عرّفه من قبله ، على ذلك نسلت القرون و مضت الدّهور ، و سلفت الآباء و خلفت الأبناء . ( 24 ) » ترجمه « و خداى سبحان از فرزندان او پيامبرانى برگزيد . خدا پيمان وحى را از پيامبران گرفت ، تا امانت رسالت را به مردم برسانند ، در آن زمان كه بيشتر مردم ، پيمان خدا را ناديده انگاشتند و حق پروردگار را نشناختند و برابر او به خدايان دروغين روى آوردند ، و شيطان مردم را از معرفت خدا باز داشت و از پرستش او جدا كرد . پس در آن زمان ، خداوند پيامبران خود را مبعوث فرمود و هرچند گاه ، متناسب با خواسته‌هاى انسان‌ها ، رسولان خود را پى در پى اعزام كرد تا از آنها بخواهند به آن چه خدا براى فطرت انسانها فرا فرستاده ، عمل كنند و نعمت‌هاى فراموش شده را به ياد آورند ، و با ابلاغ احكام الهى ، حجّت خدا را بر آنها تمام نمايند ، و توانمندىهاى پنهان شده عقل‌ها را آشكار سازند ، و نشانه‌هاى قدرت خدا را معرّفى كنند ، مانند : سقف بلند پايه آسمان‌ها بر فراز انسان‌ها ، گاهواره گسترده زمين در زير پاى آنها ، و وسائل و عوامل حيات و زندگى ، و راه‌هاى مرگ و مردن ، و مشكلات و رنج‌هاى پير كننده ، و حوادث پىدرپى ، كه همواره بر سر راه آدميان است .